آیا تقویم بهائیت خرافی است؟
مقدمه
چندی بود که دنبال یک سایت اینترنتی طنزآمیز میگشتم، اما هرچه پیدا میکردم زیاد به دلم نمینشست و خندهای بر لبانم جاری نمیساخت. تا آنکه یک شب حوالی ساعت بوق سگ، که داشتم در اینترنت جستجو مینمودم، دست تقدیر الهی مرا به سایت جوانآنلاین کشانید.
سایت را نگاهی کردم و دیدم که همچون فارسنیوز و غیره، در بارهی بهائیها خیلی بد نوشته است. چشمتان روز بد نبیند، چشمم به جمال یکی از مقالات سطح دکترای سایت افتاد و هرچه سعی کردم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم تا جوابی برای آن ننویسم. در ذهنم نیز چند بار مرور کردم که بیتالعدل اعظم در یکی از پیامهای خود میفرمایند که در مقابل هجمهی توهین و بد و بیراه نادانان به دیانت بهائی، باید سوءتفاهمات را رفع کرده و حتی اگر نیاز باشد، بارها جواب خود را تکرار نماییم. (منبعش هماکنون در خاطرم نیست)
البته نمیدانم اصلاً این مطلب در ذهن افرادی که ذهن دارند، سوءتفاهمی ایجاد میکند یا خیر، اما به هر حال چون احتمال خطر میرود، احتیاط واجب است.
اگر دوست دارید میتوانید مطلب کامل سایت جوان آنلاین را در اینجا بخوانید؛ اما من فقط مسئله را طرح و آن را جواب میگویم.
لب کلام سایت جوانآنلاین آن است که بهائیان خرافیاند و دلیلش هم آنکه در تقویم بهائیان، هر ماه به جای 30 روز و 31 روز، 19 روز است و هر سال هم 19 ماه است (و به طور کلی عدد 19 در دیانت بهائی مقدس است). جوانآنلاین میگوید که این نوع تقویم با هیچ یک از مبانی علمی و نجومی سازگار نیست و خرافه است. البته این سایت اهانات فراوانی به حضرت باب و حضرت بهاءالله که بسیار مورد احترام بهائیان است نیز نموده که چون این بیاحترامی به من نبوده، جوابی نمیدهم و واگذار میکنم به خود حضرت بهاءالله و حضرت باب تا هر طور دوست دارند با نویسندهی این مقاله برخورد نمایند.
و اما پاسخ من به مسئلهی خرافی بودن تقویم بهائی (و مسئلهی عدد 19):
از خود میپرسم: آیا ذهن یک فرد آنقدر قدرت ندارد تا در مورد تعالیمی مانند تساوی حقوق زن و مرد، عدم مداخلهی دین با سیاست، عدم تقلید و جستجوی آزادانهی حقیقت، صلح تمامی نژادها و مذاهب دنیا و از این دست موازین مهم بیندیشد، که اینچنین به سمت مسائل جزئی و حاشیهای (مانند مقدس بودن عدد 19) کشیده میگردد؟
به سؤال خودم اینگونه پاسخ میدهم که حتماً ذهن این فرد قدرت درک مفاهیم بزرگ را دارد، اما متأسفانه در چارچوب نگرش او، احکام جزیی مانند تقدّم پای چپ یا راست در رفتن به دستشویی شاید مهمترین ارزشها میباشد چه برسد به مقدس بودن یک عدد. بنابر این تا وقتی عینک جزئینگریهای بیمورد از چشم برداشته نشود، حقایق بزرگ در جلوی ما جلوه نمیکند. مثلاً فرض کنید به کنار برج خلیفه، بلندترین برج جهان در دبی میرویم. یک فرد کوتهنظر میتواند تنها درب ورودی برج را مورد بررسی قرار دهد و با خود بگوید: “چه در بیکلاسی ساختهاند، میتوانستند درهای بهتری تهیه کنند”. اما فرد بلندنظر، به عظمت برج و زیبایی آن مینگرد و بعداً اگر فرصتی باقی ماند، جزییات را هم مورد بررسی قرار میدهد.
هماکنون تنها 170 سال از آغاز شکلگیری دیانت بهائی گذشته است. رشد و تحول جامعهی بهائی در این مدت، بسیار سریع بوده است. در هر فاصلهی کوتاه زمانی، شاهد تحولاتی حائز توجّه در این جامعهی وسیع هستیم. به نظر میآید اگر تاریخ این دیانت را مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم فهمید که خیلی زود است تا در مورد بسیاری از مباحث جزئی در این دیانت اظهار نظر کنیم. هر روز درب جدیدی به سوی به وجود آمدن یک مدنیت نوین جهانی بر روی بشر گشوده میشود. هر روز رازهای جدیدی از جامعهی انسانی و اینکه چگونه با هم متحد باشیم فرا میگیریم و هر روز جلوهای دیگر از آثار و تعالیم حضرت بهاءالله در پیش روی خود مشاهده میکنیم.
هدف دیانت بهائی، وحدت دادن جمیع انسانها در سایهی فضل و موهبت الهی است، اما با این شرط که کثرت و تنوع نژادها و فرهنگها حفظ شود؛ به این کار میگوییم “وحدت در کثرت”. مشاهده میفرمایید که این هدف، به ظاهر هدفی آرمانی و صعبالوصول است؛ اما طبق تعالیم حضرت بهاءالله میتوانیم به این هدف برسیم. حال آیا صحیح است در مقابل چنین مسئلهی بغرنج و عظیمی، این بحث را آغاز نماییم که چرا عدد 19 در دیانت بهائی مقدس است و یا چرا تقویم بهائی اینگونه و آنگونه است؟
بگذریم، حال که این مسئله پیش آمده است، به هر حال باید آن را پاسخ گفت، چون وظیفه است. عدد 19 نه تنها در دیانت بهائی بلکه در دیانت اسلام نیز بسی مقدس است. در قرآن مجید مضارب زیادی از عدد 19 پیدا میشود. مثلاً “بسمالله الرحمن الرحیم” 19 حرف دارد و الخ که میتوانید با جستجوی عبارت “اعجاز عدد 19″ موارد زیادی در تأیید این ادعا بیابید.
یقیناً مقدس دانستن یک عدد، یک مکان و یا هر چیز دیگر، اگر دلیل خاصی نداشته باشد، خرافه است. معمولاً تقدس چنین چیزهایی در فرهنگها و آیینهای مختلف، به خاطر منسوب بودن آنها به فرد یا چیزهای دیگری است که ارزش بالایی دارند. مثلاً تقدس خانهی کعبه تنها از آن روی است که منسوب به خداوند است و مکانی است برای یادکردن خداوند، وگرنه کعبه هم سازهای از همان خشت و خاکی است که در نقاط دیگر عربستان هم وجود دارد.
حال بر اساس مواردی که عرض شد، در دیانت بهائی عدد 19 قابل احترام است و از این رو ممکن است بکار رفتن عدد 19 در ساختار تقویم بهائی، نشانهی همین احترام باشد. نویسندهی مقاله میگوید: “خداوند در آیه 35 از سوره توبه تصریح می کند :” ان عدة الشهور عند الله اثنی عشر شهراً ” شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است.” و این را دلیل بر آن میداند که همیشه سال باید 12 ماه داشته باشد.
اولاً باید از این دوست پرسید که آیا به اعتقاد او خداوند از زمان و مکان مقدس و منزه است یا خیر. اگر خداوند درگیر زمان و مکان است، پس حتماً تاکنون روزگارهای زیادی بر او گذشته و دچار کهولت شده است (استغفرالله)! اما حتماً این دوست نویسنده هم اعتقاد دارد که خداوند خود خالق زمان است و از زمان فراتر است. پس چگونه سال در نزد خداوند 12 ماه میشود؟ یعنی خداوند آیا گذشت زمان را حس میکند که در نزد او هر سال 12 ماه طول میکشد؟
یقیناً منظور از این آیه این است که به مسلمانان دستور داده شود تا هر سال را مانند قبل از ظهور اسلام 12 ماه حساب کنند. البته چندسال دیگر که بشر مجبور میشود زمین را ترک کند و به مریخ یا سیارات دیگر برود و در آنجا مسکن بگیرد، دیگر یک سال 12 ماه طول نخواهد کشید و مشکلات بر علماء افزوده خواهد گشت و باید ویرایش جدید رسالههایشان را منتشر نمایند!
غرض بنده این است که ماه و سال و به طور کلی معیار ما برای اندازهگیری زمان، معیارهای قراردادی است. ماه و سال توسط وحی به بشر ابلاغ نشدهاند، بلکه از آنجایی که در عهد باستان، مشاهدهی حرکت اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید و صور فلکی تنها ابزار مناسب برای محاسبهی زمان بوده است، تقویم قمری و شمسی تشکیل شده و بر اساس رسم گذشته، امروزه استفاده از آن متداول است.
حال من از این دوست عزیز میپرسم:
شما گفتهاید تقویم بهائی هیچ مبنای علمی ندارد. پس بیایید این مسئله را حل کنیم: هر ماه قمری 29 یا 30 روز است و در نتیجه سال قمری در حالت عادی 354 و در حالت کبیسه 355 روز دارد. در حالی که اگر منطقی بیندیشیم، بهتر است حرکت وضعی زمین را مبنا قرار دهیم و در نتیجه، سال همان 365 یا 366 روز باشد و این همه مشکل در تبدیل تواریخ به یکدیگر به وجود نیاید. یعنی فاصلهی بین حرکت زمین از یک نقطه تا بازگشت به همان نقطه را سال قرار دهیم نه مجموعهی 12 ماه را. حال آیا میتوانیم بگوییم تقویم قمری هم خرافی است؟
نتیجهگیری:
بهتر است به جای چسبیدن به رسومات گذشته، خود را از این قید و بندها آزاد کنیم و به اصل مطلب چنگ بزنیم نه به ظاهر آن. اینگونه خواهیم توانست وحدت و اتحاد را در جامعه بوجود آوریم.